۱۳۸۶/۰۷/۲۷
"برای شما هیچ‌چیز از جریان عادی زندگی به‌تر نیست، هیچ‌چیز از این تنهایی عادی در زندگیِ ساکت مطبوع‌تر نیست، زندگیِ ساکت به دور از مرمر کلام‌ها، به دور از قبر چهره‌ها. زندگی در اجتماع یعنی وقتی همه از چیزی اطاعت می‌کنند که هیچ‌کس نمی‌خواهد. نوشتن راهی‌ست برای فرار از این بدبختی. روایت دیگری از تنهایی، عشق یا بازی - یک اصلِ نافرمانی، یک فضیلت کودکانه."


 


غیرمنتظره

1 Comments:
Anonymous نیمرخ said...
آخ .. من چقدر خاطره دارم از این کتاب
چقدر
چقدر
چقدر
...